جواب درس ۸ فارسی چهارم (درس آزاد) ؛ صفحه ۷۴، ۷۵، ۷۶
گام به گام درس هشتم فارسی چهارم ابتدایی
گام به گام درس دهم فارسی چهارم ابتدایی
انتخاب سریع صفحه :
گام به گام فارسی چهارم / درس هشتم : درس آزاد
آرش کمان گیر
آرش کمان گیر یکی از شخصیت های اسطوره ای و تاریخی ایران است که نامش در ادبیات و فرهنگ ایرانی به عنوان نماد فداکاری و شجاعت شناخته میشود. داستان آرش در زمان جنگ های ایران و توران روایت میشود، زمانی که دشمنان به سرزمین ایران حمله کرده و مردم را در خطر نابودی قرار داده بودند.
آرش، جوانی دلاور و شجاع بود که با کمان خود، نه تنها نماد قدرت و دقت بلکه نمایانگر عشق و وفاداری به وطن نیز بود. او به عنوان نماینده ای از مردم ایران انتخاب شد تا با تیر خود مرزهای کشور را مشخص کند و نشان دهد که سرزمینش تا کجا ادامه دارد. این عمل او نه تنها یک اقدام نظامی بلکه یک عمل نمادین بود که نشان دهنده روحیه ایثار و فداکاری ایرانیان بود.
آرش باکمان خود تیر را به سوی دشمن رها کرد و تیرش مسافتی طولانی را طی کرد. در واقع، این تیر به قدری دور پرتاب شد که مرزهای ایران را مشخص کرد. اما این عمل برای آرش بهایی داشت؛ او جان خود را در این راه فدای وطن کرد و به نوعی جانش را در راه آزادگی و استقلال سرزمینش نهاد.
داستان آرش کمان گیر به ما میآموزد که فداکاری و ایثار برای میهن از. ارزش های والای انسانی است. او به ما نشان میدهد که کاهی اوقات برای حفظ آزادی و استقلال باید از جان خود گذشت. همچنین، این داستان یاد آور اهمیت وحدت و همبستگی ملت ها در برابر تهدیدات خارجی است.
در نهایت، آرش کمان گیر نه تنها یک قهرمان تاریخی بلکه نمادی از عشق به وطن و فداکاری است که همواره در دل ایرانیان زنده خواهد ماند. او به ما یادآوری میکند که هریک از ما میتوانیم با عمل، صداقت و فداکاری برای کشورمان مفید باشیم و در برابر چالش ها ایستادگی کنیم.
درست و نادرست صفحه ۷۵ فارسی چهارم
١. آرش کمان گیر یکی از شخصیت های اسطوره ای تاریخی ایران است,
✅ درست
۲. آرش کمان گیر تیر را پرتاب نکرد.
❌ نادرست
جواب درک مطلب صفحه ۷۵ فارسی چهارم
۱. در ادبیات نام آرش کمان گیر با چه نمادی شناخته میشود؟
پاسخ: نماد فداکاری و شجاعت
٢. داستان آرش کمان گیر به ما چه میآموزد؟
پاسخ: داستان آرش کمان گیر به ما میآموزد که فداکاری و ایثار برای میهن از ارزش های والای انسانی است
مَثَل صفحه ۷۵ درس هشتم فارسی چهارم
مثل آدم به امید زنده است
روزی روزگاری، گنجشک کوچکی در سرمای زمستان دانهای پیدا نکرده بود. بالهایش خسته شده بودند
و شکمش خالی بود. او روی شاخهای نشست و با خودش کفت:
«دیگر هیچ دانهای پیدا نمی کنم … شاید بهتر باشد پرواز را رها کنم.»
در همان لحظه، کلاغ پیر که از دور او را دید، نزدیک آمد و گفت:
«کوچولو، ناامید نشو! آدم به امید زنده است. اگر امید داشته باشی، میتوانی دوباره پرواز کنی ودانهات را پیدا کنی.»
گنجشک با شنیدن این حرف، دوباره بال هایش را تکان داد و پرواز کرد. کمی جلوتر، کنار دیوار باغ، دانهای پیدا کرد. خوشحال شد و فهمید که اگر امیدش را از دست میداد، هیچ وقت به آن دانه نمی رسید.
از آن روز، هر وقت خسته میشد، به یاد حرف کلاغ بیر میافتاد:
«آدم به امید زنده است.»
بخوان و حفظ کن صفحه ۷۶ درس آزاد فارسی چهارم
مادرِ من نمونست
کنار من توخونست
تو درس و مشق و دیکته
هر چی معلم گفته
***
به من یاد میده هر روز.
مادرِ خوب و دلسوز
پدر میگه همیشه
مادر جاش تو بهشته
***
یدرم مهربونه
قدر مارو میدونه
سعی میکنه همیشه
تا چیزی کم نباشه
***
خیلی ما رو دوست داره
تنهامون نمیگذاره
مادر همیشه میگه
پدر نور و امیده
شاعر: سمیه روحی
- hamyar
- hamyar.me/?p=60386
