معنی درس ۱ فارسی هفتم + آرایه های ادبی
معنی درس اول زنگ آفرینش فارسی هفتم
معنی درس اول زنگ آفرینش فارسی هفتم
انتخاب سریع صفحه :
درس ۱: زنگ آفرینش
معنی شعر صفحه ۱۱ فارسی هفتم
جهان، جمله فروغ روی حق دان ◈※◈ حق اندر وی زِ پیدایی است پنهان
همۀ جهان را نوری از روشنایی روی خدا بِدان که در آن وجود پروردگار از شدّت آشکار بودن پنهان به نظر میرسد
واژه های مهم:
جمله: همه
جهان جمله: همۀ دنیا
فروغ: نور
دان: بِدان (فعل امر)
حق: خدا
اندر: در
وی: او، در اینجا منظور خداست
معنی کلمات درس اول فارسی هفتم
| ابد: زمانی که آن را نهایت نباشد، جاودان، همیشگی | فروغ: نور، روشنایی |
| غوغا: آشوب و فریاد، همهمه | در پوستین خلق افتادن: کنایه از غیبت کردن |
| افق: کرانه آسمان | دیده: چشم |
| فارغ: آسوده، راحت | طفولیت: کودکی، خردسالی |
| گلدسته: مناره | غفلت: بیخبری، ناآگاهی |
| زائر: دیدارکننده، زیارت کننده | متعبد: شکرگزار، عبادتکننده |
| زنجره: نوعی حشره که از خود صدا تولید میکند، جیرجیرک | مصحف: کتاب، کتاب آسمانی، قرآن |
| کام: آرزو، میل، خواسته | اندرز: پند، نصیحت |
معنی شعر زنگ آفرینش فارسی هفتم صفحه ۱۲
۱- صبح یک روز نوبهاری بود ◈※◈ روزی از روزهای اوّل سال
معنی: صبح یکی از روز های فصل بهار بود و سال تحصیلی جدید آغاز شده بود.
۲- بچّهها در کلاس جنگل سبز ◈※◈ جمع بودند دور هم، خوشحال
معنی: بچه ها در کلاس دور هم جمع شده بودند و خوشحال بودند.
۳- بچّهها گرم گفتوگو بودند ◈※◈ باز هم در کلاس، غوغا بود
معنی: بچه ها مشغول صحبت بودند و در کلاس سروصدا و شلوغ بود.
واژه های مهم:
گرم: مشغول
غوغا: آشوب، فریاد
آرایه های ادبی:
گرم گفت و گو بودن: کنایه از مشغول بودن به انجام کاری
۴- هر یکی برگ کوچکی در دست ◈※◈ باز انگار، زنگ انشا بود
معنی: هر یکی از بچه ها برگه ای در دست داشتند و قرار بود زنگ انشاء شروع شود.
واژه های مهم:
انگار: گویی، مثل اینکه
۵- تا معلّم ز گرد راه رسید ◈※◈ گفت با چهرهای پر از خنده:
معنی: همین که آموزگار وارد کلاس شد و رسید، خندان گفت.
آرایه های ادبی:
از گرد راه رسیدن: کنایه از وارد شدن
۶- باز موضوع تازهای داریم ◈※◈ «آرزوی شما در آینده»
معنی: برای انشاء موضوع تازه ای داریم. موضوع آرزوی شما در آینده است.
۷- شبنم از روی برگ گل، برخاست ◈※◈ گفت: میخواهم آفتاب شوم
معنی: شبنم بلند شد و گفت من میخواهم آفتاب شوم(صنعت تشخیص)
آرایه های ادبی:
برخاستن شبنم: دارای آرایه تشخیص (جان بخشیدن به شبنم) است
آفتاب شدن شبنم کنایه از رشد
۸- ذرّه ذرّه به آسمان بروم ◈※◈ ابر باشم، دوباره آب شوم
معنی: ذره ذره با آسمان بروم و به ابر تبدیل شوم و دوباره به آب تبدیل شوم.
واژه های مهم:
ذره ذره: کم کم
۹- دانه آرام بر زمین غلتید ◈※◈ رفت و انشای کوچکش را خواند
معنی: دانه آرام آرام برروی زمین چرخید و غلت خورد و شروع کرد به خواندن انشای کوچکش.
واژه های مهم:
غلتیدن: از پهلویی به پهلوی دیگر شدن
آرایه های ادبی:
آرایه تشخیص (انشا خواندن دانه: جانبخشی) به کار رفته است
۱۰- گفت: باغی بزرگ خواهم شد ◈※◈ تا ابد سبزِ سبز خواهم ماند
معنی: در انشایش گفت: به باغی بزرگ تبدیل خواهم شد و همیشه سرسبز وسبز رنگ خواهم ماند.
واژه های مهم:
ابد: زمانی که انتها ندارد، همیشه
۱۱- غنچه هم گفت: گر چه دل تنگم ◈※◈ مثل لبخند، باز خواهم شد
معنی: غنچه گفت اگر چه دل تنگم، مانند لبخند باز خواهم شد.
واژه های مهم:
دلتنگی: ناراحتی
آرایه های ادبی:
شکفتن غنچه: تشبیه به لبخند
دلتنگ بودن: کنایه از غمگینی
غنچه گفت: تشخیص
۱۲- با نسیم بهار و بلبل باغ ◈※◈ گرم راز و نیاز خواهم شد
معنی: با باد ملایم بهار و بلبل و باغ، شروع به راز و نیاز کردن می کنم.
آرایه های ادبی:
مراعات نظیر بین بهار و بلبل و باغ
۱۳- جوجه گنجشک گفت: میخواهم ◈※◈ فارغ از سنگ بچّهها باشم
معنی: جوجه گنجشک گفت می خواهم از سنگ بچه ها آزاد شوم.
واژه های مهم:
فارغ: آسوده و راحت
۱۴- روی هر شاخه جیک جیک کنم ◈※◈ در دل آسمان، رها باشم
معنی: روی هر شاخه بنشینم و جیک جیک کنم و از منظره ی آسمان لذت ببرم.
۱۵- جوجهٔ کوچک پرستو گفت: ◈※◈ کاش با باد رهسپار شوم
معنی: جوجه ی کوچک پرستو گفت کاش بتوانم با باد همراه شوم.
واژه های مهم:
رهسپار: عازم سفر شدن، رفتن
آرایه های ادبی (۱۳ , ۱۴ , ۱۵):
آرایه تشخیص (جان بخشی به پرندگان) به کار رفته است.
۱۶- تا افقهای دور، کوچ کنم ◈※◈ باز پیغمبر بهار شوم
معنی: تا آسمان های دور کوچ کنم و باز پیامبر خبر آمدن بهار شوم.
واژه های مهم:
اُفق: کرانه آسمان، دوردست ها
۱۷- جوجههای کبوتران گفتند: ◈※◈ کاش میشد کنار هم باشیم
معنی: جوجه های کبوتران گفتند ای کاش می توانستیم در کنار هم باشیم.
۱۸- توی گلدستههای یک گنبد ◈※◈ روز و شب، زائر حرم باشیم
معنی: توی گلدسته های یک گنبد، همه وقت زیارت کننده ی حرم باشیم.
واژه های مهم:
گلدسته: مناره
گنبد: سقف بزرگ به شکل نیم کُره
زائر: زیارت کننده
آرایه های ادبی:
تضاد: بین روز و شب
مراعات نظیر: بین گلدسته، گنبد، زائر، حرم
۱۹- زنگ تفریح را که زنجره زد ◈※◈ باز هم در کلاس غوغا شد
معنی: زنگ تفریح را که زنجره زد(نوعی حشره)، دوباره در کلاس سروصدا و شلوغ شد.
آرایه های ادبی:
زنگ زدن زنجره: تشخیص
۲۰- هر یک از بچّهها به سویی رفت ◈※◈ و معلّم دوباره تنها شد
معنی: همه ی بچه ها به طرفی رفتند و معلم دوباره تنها شد.
۲۱- با خودش زیر لب، چنین میگفت: ◈※◈ آرزوهایتان چه رنگین است!
معنی: معلم زیر لب می گفت چه آرزو های قشنگی دارید!
۲۲- کاش روزی به کام خود برسید، ◈※◈ بچّهها، آرزوی من این است!
معنی: ای کاش روزی به آرزوی خود برسید. این آرزوی من است.
واژه های مهم:
کام: آرزو
کلمات هم خانواده درس اول فارسی هفتم
بخش ستایش
اساس= اساساً، تاسیس، مؤسس، مؤسسه.
مونس= انس، مانوس، انیس
عنایت= یعنی، معنی، معنوی، اعتنا
ظلمت= ظٌلام، مظلم
بخش زنگ آفرینش
موضوع= وضع، واضع، تواضع، متواضع، وضعیت
فارغ= فراغت، فارغ البال، استفراغ
زائر= زیارت، زوار
حرم= حَرام، حُرمت، حِرمان، مُحّرّم، مُحَرم، حریم، محروم، احترام، تحریم
تفریح= فرح، مُفرَح
طفولیت= طفل، طُفیل
بخش حکایت اندرز پدر
تعبد= تَعبُد، عبادت، معبد، عُبید، عابد، معبود، عبودیت، عَبد
طایفه= طوایف
خَلق= خلقت، خالق، خلاق، مخلوق
متضاد درس اول فارسی هفتم زنگ آفرینش
درس اول :
اول ≠ آخر
آینده ≠ گذشته
بر خاست ≠ بنشست
تازه ≠ کهنه
خنده ≠ گریه
خوش حال ≠ ناراحت، دلتنگ
صبح ≠ شب
غریب ≠ آشنا
غوغا ≠ آرامش
فارغ ≠ گرفتار
قریب ≠ دور، بعید
نزدیک ≠ بعید، دور
حکایت ≠ اندرز پدر
خفته ≠ بیدار
عزیز ≠ ذلیل
غفلت ≠ باخبری و آگاهی
کلمات مهم املایی زنگ آفرینش فارسی هفتم
غوغا ، گفت و گو ، موضوع تازه ای ، برخاست ، ابد ، نسیم ، راز و نیاز ، گنجشک ، رها ، رهسپار ، افق ها ، زائر ، حرم ، زنگ تفریح ، حرم ، دل تنگ ، افق ، گلدسته ، زنجره ، ذرّه ذرّه ، غلتید ، فارغ ، پیغمبر ، گنبد
- hamyar
- hamyar.me/?p=18494


بی نظیره من صبح امتحان ترم دارم
اما در حال خوندن نظرات بقیه هستم
مشهدی کسی هست همه تهرانین
ببار ای نم نم باران
تفکر تا حدودی آسونه ولی خیلی درسه چرتیه
من امروز امتحان قران داشتم
اگه تا امشب بخونید فردا زودتر بیدار شوید دوره کنید دیگه ترسی نداره
من خوب خوندم
خیر
اوه ممنونم بابت اطلاعات دقیق ات
منی که گوشی هم ندارم
🤣🤣🤣
۱ تا ۸ 📖
مخالف حکایت اندرز پدر نمیشه
علامه کسی هست
هستی
منم اصفهان هستم
کسی تو مدرسه میلاد کرج هست
کیا نور بندرم
والا
یاه یاه قراره امتحان نوبتم رو گند بزنم
افرین
از کجا فهمیدیییی
من در حال فکر که چی کامنت کنم…
اصلا چرا کامنت میخونی؟؟؟ 🤨
من مدرسه پیام رشت درس میخونم، کسی این مدرسه هست؟ کلاس ۷/۳ هست؟
من از مدرسه پیام رشت هستم داش اسمم امیرعلی
من هستم
کسی تو مدرسه پرواس۲ هست؟
من هستم
ببا من ۷ درس آزمون دارم
فردا بچهام امتحان درس 1-2 دو فارسی دارن
معلمی یا مادری 🤔
بابا بسه دیگههههههه
به به چقدر خرخون که شدی ۱۹
یک ساعت دیگه رفتیم خونه
عالی
دارم پاره میشم
خدا نجاتم بدههههه
بابا نیما که درس خوب نبوده ما خانوادههای تکیدو هم نباید درسمون خوب باشه
دقیقا 🛐🛐🛐
والاوالا
خیلی زیاده
چطوری براس
عالیه
👍👍👍
ما هم چی؟
منظور رو نمیفهمم
چقدر سریع تایپ کردم🤯
فقط کاش تعداد جمله هم می گفت
آره
اره🥲
بچها کسی مدرسه عصمت پاتاوه هست
داش ما فردا ۷ ازمون با هم داریم
میگم من یه سوال دارم کامنت های من براتون میاد یا نه آخه چند روز پیش که از گوشی مامانم اومدم داخل همیار کامنت هام نیومده بود
اومده
آها مرسی
کیا عباس پور هستند
هه تو مجتبی عباس پور همون که شهدای دانش آموز درس میخواند نیستی
😂😂
خیلی خیلی خوب
خیلی خوبه
معدلم شد ۱۸.۳
اوخوداااا براش دست بزنین
بچه ها آفرین ما شدیم ۷ از ۲۰ آفرین
من شدم بیست 😱 از صد 🙃
سلام بچه ها اینجا کسی از مدرسه ی شعربافیون توی اصفهان هست؟؟
آره من هستم
یا علی من هم مدرسهای نیستم
پرند فاز 4 مدرسه مطهره کسی هست
بدترین درس ادبیات😢🥺🤦
.والا
😮💨👍
🌚 مگه هفتم نیستی ؟ چطوریه که بعضی ها می گن هفتمن ولی شیمی و فیزیک دارن ؟ عجیبهههه
مدرسه فرزانگان اینطورین فیزیک ، شیمی ، زیست ، زمین شناسی داریم
بسوزم برات
چه درسخون
عالیییی
خیلی خوب بود ممنون ازتون
تنها زنگی که دوسدارم ورزشه
دقیقا
والا
موافقم
وای این 3 تا درسه
من مدرسه ابن سینا هستم اینجا کسی از ابن سینا هست
من
من که خوشم امد
سینا بوشهر همکلاسی های پارسال من 4 نفرشون اونجان کیارش هادی کاوه اسم اون.و یادم نی دیگه
من مدرسم ابوریحان بیرونی هست تو پرند کسی با منه؟
بله من هستم اخی
داداش تو شاهد درس میخونی
من هفتم مدرسه باد پا اباده
من
مگه جنگه
دارن مارو با امتحان رگبار می کنن
گریه گفت اره جنگه
ایدا
من ابو ریحان بیرونی فععععک نکنم ولی ابو ریحان درونی دارم بدم؟ما هم
حالا ثبت املاییهام
فهمیدیم فرزانگانی بابا
اسم تو جواب اسمی گذاشتی گفتم
عالی
کیا یاسوجی ان؟
من
بی نظیز