معنی درس هفتم فارسی هشتم (کلمات + آرایه های ادبی)
معنی درس ۷ اداب نیکان فارسی هشتم
معنی درس ۷ اداب نیکان فارسی هشتم
انتخاب سریع صفحه :
معنی فارسی هشتم / درس هفتم :: اداب نیکان
معنی کلمات درس اداب نیکان فارسی هشتم
| عارف: دانا، آگاه | ارشاد: راهنمایی |
| به قدر: به اندازه | دعوی: ادعا کردن |
| مریدان: ارادتمندان، شاگردان | عرض کرد: گفت، بیان کرد |
| مستمعان: شنوندگان | بغض: گرفتگی گلو |
| از پی: به دنبال | باری: آگاه باش |
| از بهر: به خاطر | دستاورد: نتیجه |
| مرا با او کار است: من با او کار دارم | مرشد: راهنما |
| معترف: اعتراف کردن، به زبان آوردن | طعام: غذا |
معنی اداب نیکان فارسی هشتم صفحه ۵۱
🔹 آوردهاند که شیخ جُنید بغدادی، از عارفان قرن سوم هجری، از شهر بیرون رفت و مریدان از پی او میرفتند. شیخ از احوال بهلول پرسید. مریدان گفتند: «او مرد دیوانهای است و تو را با او چهکار؟» گفت: «او را طلب کنید که مرا با او کار است». او را در صحرایی یافتند و شیخ را پیش او بردند. شیخ سلام کرد، بهلول جواب سلام او را داد. فرمود: «تویی شیخ بغداد که مردم را ارشاد میکنی؟» عرض کرد: «آری». بهلول فرمود: «باری، طعام خوردن خود را میدانی؟» عرض کرد «اوّل «بسم الله» میگویم، از پیش خود میخورم. لقمه کوچک برمیدارم». بهلول برخاست و فرمود: «تو میخواهی مرشد خلق باشی، در صورتی که هنوز طعام خوردن خود را نمیدانی؟» و به راه خود رفت. پس مریدان شیخ را گفتند: «یا شیخ، این مرد دیوانه است».
واژه های مهم:
آوردهاند: نقل کردهاند، حکایت کردهاند
مریدان: شاگردان، پیروان
از پی او میرفتند: پشت سر او میرفتند، به دنبال او میرفتند
طلب: جستجو
ارشاد: راهنمایی، به راه راست هدایت کردن
طعام: غذا
عرض کرد: گفت
مرشد: هدایت کننده، راهنما
خلق: مردم.
دانش زبانی:
تو را با او چه کار: «را» به معنای حرف اضافه است
تویی: یعنی تو هستی (ی) نشانه فعل اسنادی است
آری، باری، یا شیخ: شبه جمله و هرکدام یک جمله کامل محسوب میشوندا شیخ را گفتد: را به معنای حرف اضافه «به» و شیخ نقش متمم دارد.
معنا عبارت های مهم:
مریدان از پی او میرفتند: یعنی شاگردان به دنبال او میرفتد
او را طلب کنید که مرا با او کار است: یعنی او را بخواهید و پیدا کنید که من با او کار دارم
از پیش خود میخورم: یعنی از سمت و طرف خودم (آنچه جلوی دستم است) میخورم.
🔹 شیخ در پی او روان شد و گفت: «مرا با او کار است». چون بهلول به ویرانهای رسید، بازنشست. جنید به او رسید. بهلول پرسید: «آیا سخن گفتن خود را میدانی؟» عرض کرد: «آری، به قدر میگویم و بیموقع و بیحساب نمیگویم. به قدر فهم مستمعان میگویم و …». بهلول گفت: «چه جای طعام خوردن که سخن گفتن هم نمیدانی!»؛ پس برخاست و برفت.
واژه های مهم:
ویرانه: خرابه
به قدر: به اندازه
مستمعان: شنوندگان، گوش دهندگان.
آرایه های ادبی:
شیخ در بی او روان شد: کنایه از به دنبال او رفتند.
دانش زبانی:
اری: شبه جمله و در شمارش تعداد جملات یک جمله کامل به حساب میاید.
معنا عبارت های مهم:
به قدر میگویم و بیموقع و بی حساب نمی گویم، به قدر فهم مستمعان میگویم: یعنی بله، به اندازه سخن میگویم و نابجا و نسنجیده صحبت نمیکنم و به اندازه درک و فهم شنوندگان سخن میگویم
چه جای طعام خوردن که سخن گفتن هم نمیدانی: یعنی غذا خوردن که بلد نیستی هیچ، سخن گفتن هم بلد نیستی.
معنی اداب نیکان فارسی هشتم صفحه ۵۲
🔹 جنید باز به دنبال او رفت تا به او رسید. بهلول گفت: «تو از من چه میخواهی؟ تو که آداب طعام خوردن و سخن گفتن خود را نمیدانی! باری، آداب خوابیدن خود را میدانی؟» عرض کرد: «آری میدانم»، پس آنچه آداب خوابیدن بود که از حضرت رسول (ص) رسیده بود، بیان کرد. بهلول گفت: «فهمیدم که آداب خوابیدن هم نمیدانی». خواست برخیزد. جنید دامنش بگرفت و گفت: «من نمیدانم، تو از بهر خدا، مرا بیاموز». بهلول گفت: «تو دعوی دانایی میکردی، اکنون که به نادانی خود معترف شدی، تو را بیاموزم. بدان که اینها که تو گفتی همه فرع است و اصل در خوردن، آن است که لقمه حلال باید و اگر حرام را صد از اینگونه آداب به جا بیاوری فایده ندارد و سبب تاریکی دل شود. در سخن گفتن نیز باید اوّل، دل، پاک باشد و نیّت درست باشد و آن گفتن برای رضای خدا باشد وگرنه سکوت و خاموشی بهتر و نیکوتر باشد و در آداب خواب، اصل این است که در دل تو بُغض و کینه و حسد مسلمانان نباشد و در ذکر حق باشی تا به خواب روی». جنید دست بهلول را بوسید و او را دعا کرد.
واژه های مهم:
باری: به هر حال
آداب: شیوه ها و روش ها
از بهر خدا: به خاطر خدا
دعوی: ادعا
معترف شدی: اقرار کردی، اعتراف کردی
فرع: غیر اصل و غیر ضروری
نیت: قصد و انگیزه
بغض: در لغت یعنی گرفتگی گلو، اما در اصطلاح یعنی حسد و کینه داشتن
ذکر: یادآوری نام خدا.
آرایه های ادبی:
فرع و اصل: تضاد
حلال، حرام: تضاد
سبب تاریکی دل شود: کنایه از گمراهی
بغض، حسد و کینه: مراعات نظیر.
دانش زبانی:
باری و اری: شبه جمله و هرکدام یک جمله کامل محسوب میشوندا تو را بیاموزم: را به معنای حرف اضافه (به) است و کلمه تو نقش متمم دارد
جنید دامنش بگرفت: نقش (ش) در دامنش مضاف الیه است که همراه با »دامن« مضاف آمده است
سکوت و خاموشی: مترادف هستند
بهتر و نیکوتر: صفت تفضیلی یا برتر
در ذکر حق باشی تابه خواب روی: روی در اصل به معنای بروی میباشد که مضارع التزامی است.
معنا عبارت های مهم:
جنید دامنش بگرفت: یعنی جنید از او درخواست کمک کرد.
معنی کلمات درس اخلاق رایانه ای فارسی هشتم
| زیست: زندگی کردن | چیرگی: تسلط |
| سنت: راه، روش | حصار: دیوار |
| چرتکه: وسیله شمارش اعداد (نوعی ماشین حساب) | هنجار: روش، رفتار |
| حریم: قلمرو، محدوده | رهاورد: هدیه، سوغات |
| چاپار: نامه رسان | مظاهر: نشانه ها |
| معیار: اندازه | جمال: زیبایی |
| اسطرلاب: ابزار تعیین ستارگان | متعالی: بلند مرتبه |
| حرمت: احترام | غفلت: بی خبری |
| عصر: دوره، زمان | بی هیاهو: بی سر و صدا |
| پاس داشتن: مراقبت کردن | فضایل: خوبی ها |
معنی اخلاق رایانه ای فارسی هشتم صفحه ۵۳
🔹 علم و دانش و دستاوردهای جدید علمی، پیوسته چهره جهان و چگونگی زیست انسان را دگرگون میسازد. بشر به کمک عقل و استعداد خدادادی خویش، تلاش میکند تا ابزاری پدید آورد که رنج زندگی را کم کند و بر آسایش آن بیفزاید.
واژه های مهم:
دستاورد: نتیجه
پیوسته: همیشه
استعداد: توانایی درونی
خدادادی: چیزی که از جانب خدا به کسی رسیده باشد.
آرایه های ادبی:
چهره جهان: تشخیص
رنج و آسایش: تضاد
کم کند و بیفزاید: تضاد.
دانش زبانی:
چگونگی زیست انسان را دگرگون سازد: زیست در معنای مصدر (=زیستن) و زندگی است.
🔹 روزگاری چرتکه، چاپار، پیک، پرنده نامه رسان و اُسطُرلاب در جامعه و محیط زندگی اجتماعی نقش داشتهاند. امروزه این ابزارها، کارایی ندارند. اکنون عصر چیرگی ماشین و رایانه و به طور کل، روزگار تسلّط دستاوردهای علمی و فنّاوری بر تار و پود زندگی بشر است.
انسان، موجودی اجتماعی است و هر جامعهای در سرزمین ویژهای، دین، زبان، اخلاق، آداب و هنجارهای فرهنگی و سنّتهای اعتقادی، باورها و ارزشهای خاصّی دارد. افراد جامعه در برخوردها و داد و ستدها پایبند به آن اعتقادات و هنجارهای اخلاقی و آداب اجتماعی هستند.
واژه های مهم:
چرتکه: وسیله ای که در روزگار گذشته برای شمارش اعداد از آن استفاده میکردند
چاپار: پیک، قاصد، نامهبر
اجتماعی: جمعی
فناوری: تکنولوژی
اسطرلاب: ابزاری که دانشمندان علم ستارهشناسی در روزگار قدیم برای تعیین وضعیت ستارگان از آن استفاده میکردند
عصر: دوره
چیرگی: غلبه، پیروزی
رایانه: کامپیوتر
هنجار: روش، رفتار، قاعده، معیار
پایبند: مقید و موظف بودن.
آرایه های ادبی:
چرتکه، چاپار، پیک، پرنده نامهرسان و اسطرلاب: مراعات نظیر
دین، زبان، اخلاق، آداب و هنجارهای فرهنگی، سنت های اعتقادی، باورها و ارزش ها: مراعات نظیر
داد و ستد: تضاد
تار و پود زندگی: ترکیبی اضافی است که در آن زندگی به یک فرش تشبیه شده که تار و پود را از آن قرض گرفته است و منظور از تار و پود زندگی، کل ابعاد زندگی است.
🔹 خانواده، کوچکترین بخش اجتماع است و برای خود، هنجار و حریم و قانون و آدابی دارد. اهل هر خانواده، متناسب با آن آداب و معیارهای اخلاقی، تربیت میشوند و حریم و حُرمت یکدیگر و اجتماع را پاس میدارند. هر کس به آسانی نمیتواند حصار خانواده را فرو بریزد و وارد فضای پاک و امن آن بشود.
واژه های مهم:
حریم: محدوده
متناسب: هماهنگ
معیار: واحد سنجش خوبی ها و بدی ها
پاس میدارند: رعایت میکنند، نگهبانی میکنند
حصار: محدوده، حریم
فضا: محل اشغال چیزی.
آرایه های ادبی:
فرو بریزد: کنایه از خراب کردن
پاک و امن: مراعات نظیرا هنجار، حریم، قانون و آداب: مراعات نظیر دارند.
دانش زبانی:
کوچکترین: صفت عالی
حریم و حرمت: هم خانواده.
🔹 یکی از آسیبهای جدّی جامعه ماشینی و آراسته به علم و فن، استفاده نابجا و نسنجیده از امکاناتی است که فراهم آمده است. گویی هر یک، ابزاری شدهاند تا ما را از هویّت اصلی خویش، دور سازند. شکستن شکوه و حرمت انسانی و کمرنگ شدن آداب و رسوم اخلاقها، رهاورد تمدّن ماشینی و علم زده غرب است.
واژه های مهم:
آسیب: صدمه
آراسته: تزیین شده
نسنجیده: حساب نشده
ابزار: وسیله
هویت: شخصیت، ذات، کیستی
شکوه: عظمت
حرمت: حریم
رهاورد: ارمغان، هدیه و مخفف «راهآورد».
آرایه های ادبی:
کمرنگ شدن آداب و اخلاق: کنایه از بیاحترام و بیارزش شدن و از دست رفتن جلوه چیزی.
🔹 رایانه، اینترنت، تلفن همراه و دیگر تولیدات علمی، از مظاهر آفرینشگری انسان، این بنده ضعیف خداوند است. اینترنت، پنجرهای است رو به جهان بیرون، پنجرهای باز به هر سمت و سو، که ممکن است منظرهای سرسبز و روحانگیز از جلوه جمال پروردگار را نشان دهد یا فضایی طوفانخیز و پر گِل و لای را پیش چشم آورد و بوی ناخوش آن، فضای ذهن شما را فرا بگیرد.
واژه های مهم:
رایانه: کامپیوتر
مظاهر: نشانه ها، جمع کلمه مظهر
آفرینشگری: ایجاد کردن
جلوه جمال پروردگار: از نشانه های زیبایی خداوند
روح انگیز: فرحبخش، شادیآور
فرا بگیرد: در بر بگیرد.
آرایه های ادبی:
رایانه، اینترنت، تلفن همراه: مراعات نظیر
اینترنت پنجرهای است رو به جهان بیرون، پنجرهای است باز به هر سمت و سو: تشبیه دارد اینترنت: مشبه، پنجره: مشبه به، باز به هر سمت وسو: وجه شبه، ادات تشبیه ان حذف شده است
فضایی طوفان خیز: منظور صفحاتی از اینترنت است که تصاویر نابهنجار دارند و پر از زشتی ها و بدی ها هستند.
🔹 علم و فن و همه آنچه از رهاورد دانش بشری، پدید میآیند، زمانی مفیدند که در راه خدمت به پیشرفت خلق خدا به کار گرفته شوند و انسان را در مسیر کمال و رسیدن به
معنی اخلاق رایانه ای فارسی هشتم صفحه ۵۴
اخلاق متعالی، کمک کنند، وگرنه ابزاری برای به پوچی و نابودی کشاندن بشر به شمار میآیند و سبب غفلت و اسارت انسان میشوند.
واژه های مهم:
فن: حرفه
رهاورد: ارمغان، سوغات
کمال: راه رسیدن به پیشرفت
متعالی: بلند مرتبگی
غفلت: بیخبری، ناآگاهی، گمراهی
اسارت: اسیر بودن، گرفتاری، بندگی.
دانش زبانی:
پوچی و نابودی: مترادف هستند
زمانی مفیدند: مفید نقش مسند دارد یعنی مفید هستند.
🔹 امروزه که دشمنان این ملّت، از راه این ابزارها، جنگ نرم را بیهیاهو آغاز کردهاند تا غوغایی بیافرینند، اگر کاربران اینترنت و فنّاوری جدید به اخلاق علمی و فضایل انسانی، آراسته نشوند و حریم قانون و دین و هنجارهای اخلاقی، فرهنگی و آداب جوانمردی را رعایت نکنند، این ابزارها همچون بمب ویرانگری خواهند شد در هر خانواده؛ بنابراین، اخلاق رایانهای یا فنّاوری، بیانگر پایبندی ما به اخلاق فردی و ارزشهای اجتماعی و رعایت حقوق دیگران است.
واژه های مهم:
جنگ نرم: جنگی که در آن از ابزار جنگی استفاده نمیشود
بی هیاهو: بدون سر و صدا
غوغا: آشوب و سر و صدا
کاربران: استفاده کنندگان
فضایل: جمع فضیلت، برتریهای اخلاقی
آراسته: زینت داده شده
هنجار: روش، رفتار
اخلاق رایانه ای: درست استفاده کردن از فناوری و رایانه
پایبندی: مقید و موظف بودن
حقوق: جمع حق.
آرایه های ادبی:
بی هیاهو و غوغا: تضاد
این ابزارها همچون بمب ویرانگری خواهند شد: تشبیه دارد ابزارها: مشبه، همچون: آدات تشبیه، بمب: مشبه به، ویرانگری: وجه شبه
تاریخ ادبیات درس هفتم فارسی هشتم
محمّدحبله رودی: قرن (11) از نویسندگان بزرگ قرن یازدهم هجری است و اثر معروف او «جامع التمثیل» نام دارد.
- hamyar
- hamyar.me/?p=19342

بماند یادگار
1405/02/6
وضعیت الان من🤸♂️😂
درس بخوانید ای مردم
من بدبخت فردا امممتتتحااان دارم😢😭😭😭
فقط حال تو اون خوب باشه؟ 😂
منم
وای امتحان دارم 2ساعت دیگه
خیلی سخته
زیاده دیگه نمیکشممممممممممم
امتحانا داره شروع میشه!
همه پشت سر هم بدون وقت!
به روح پاکمان صلوات
این همه تلاش نتیجه ای داره
ما امروز کارنامه میدادن من فردا جنازم میره مدرسه
بماند یادگار 💔💔۱۴۰۴/۰۹/۱۰💔💔
چی بود
خیلی ممنون 💘🌹💯💫
خوب
نظرتون در مورد سه تفنگدار چیه
عالی
خیلی خوبن
زبان فارسی را پاس بداریم 🙂
چشما باریدن تورو تا دیدم باهام بازی کرد شدم تاریک تر وای چیکار کردی با دلم وای
😁😁
دنیا وایسا من میخوام پیاده شم…😵💫
خسته شدم
عع ما هم اینو رو زدیم پشت ماشینمون
زندگی نگه دار پیاده میشم
دمت هم گرممممممممممم
خیلی زیاده اخه مگه ما رباتیم😭
واای😭😭💀
وای وای دلم وای دلم
عجب
وای🫨
اخهه اولین جلسه کلاس بعد تعصیلات کی امتحان میزارهه😕
وای حق پرومکس+++
معلم ما🤣🤣🤣💀😭😭
خیلی هم عالی دارم بیچاره میشم😂😂
خیلی زیاده🥱
دستم:)
عالی
خیلی
خوب
عالییییی انقدر نوشتم که سرد درد گرفتم😅🤷♀️
کلمه های تکراری زیاد داشت
دقیقا
ستی خودتی
اره
عجب رفیقتو پیدا کردی😂
سامان خودتی؟
موافقم
هه فک کردم کمه ساعت ۹دارم فارسی مینویسم با این مواجح شدم🤣☠️☠️☠️صفر میشم
۱ سالپیش