
◆ ۱- در آبگیری سه ماهی بود: دو حازم، یکی عاجز. از قضا، روزی دو صیّاد بر آن گذشتند و با یکدیگر میعاد نهادند که دام بیارند و هر سه را بگیرند.
معنی: در یک برکه کوچک سه تا ماهی زندگی میکردند: دو تا از ماهیها دوراندیش و هوشیار بودند و یکی دیگر ناتوان. روزی از روی اتفاق دو صیّاد از آنجا گذشتند و ماهی ها را دیدند. با یکدیگر قرار گذاشتند که دام بیاورند و هر سه ماهی را صید کنند.
کلمات:
آبگیر: برکه، استخر
حازم: محتاط، هوشیار
عاجز: ناتوان و ضعیف
از قضا: اتفاقا
میعاد: وعده، قرار
میعاد نهادن: قرار گذاشتن
دام: تله، تور
◆ ۲- ماهیان این سخن بشنودند؛ آنکه حزم زیادت داشت و بارها دستبرد زمانۀ جافی را دیده بود، سبک، روی به کار آورد و از آن جانب که آب درمی آمد، بَرفُوْر بیرون رفت.
معنی: ماهی ها صحبت صیادان را شنیدند؛ آن ماهی که خیلی دوراندیش و عاقل بود و بارها هجوم زمانۀ ستمگر را دیده و تجربه کرده بود، سریع دست به کاری زد و از آن سو که آب داخل میشد، فورا بیرون رفت.
کلمات: بشنودند: شنیدند
حزم: دوراندیشی
زیادت: زیادی، افزونی
دستبرد: حمله و هجوم
دستبرد دیدن: مورد حمله و هجوم قرار گرفتن
زمانه: روزگار
جافی: ستمگر، ظالم
سبک: به سرعت
درآمدن: داخل شدن
برفَوْر: فورا، بی درنگ
آرایه ادبی: زمانۀ جافی: شخصیت بخشی (اضافه استعاری)
روی به کار آوردن: کنایه از اقدام کردن
◆ ۳- در این میان، صیّادان برسیدند و هر دو جانب آبگیر محکم ببستند.
معنی: در همین لحظه، ماهی گیران رسیدند و هر دو طرف آبگیر را محکم بستند.
کلمات:
در این میان: در این اثنا
جانب: طرف
◆ ۴- دیگری هم که از پیرایۀ خرد و ذخیرت تجربت، بی بهره نبود، با خود گفت: «غفلت کردم و فرجام کار غافلان چنین باشد و اکنون وقت حیلت است.
معنی: ماهی دوم هم که از خرد و تجربه بهره ای داشت با خودش گفت: سهل انگاری و نادانی کردم و عاقبت کار افراد نادان گرفتاری است. الان [در همین فرصت کم] موقع چاره اندیشی و حیله است.
کلمات: پیرایه: زیور و زینت
ذخیرت: ذخیره، پس انداز
تجربت: تجربه
بهره: نصیب
غفلت: نادانی و سهل انگاری
فرجام: عاقب، پایان
غافل: نادان
حیلت: حیله، چاره گری
آرایه ادبی:
پیرایۀ خرد: اضافه تشبیهی
ذخیرت تجربت: اضافه تشبیهی
◆ ۵- هر چند تدبیر در هنگام بلا فایدۀ بیشتر ندهد؛ با این همه عاقل از منافع دانش هرگز نومید نگردد و در دفع مکاید دشمن، تأخیر [را] صواب نبیند. وقت ثبات مردان و روز فکر خردمندان است. پس خویشتن مرده کرد و بر روی آب میرفت.
معنی: اگرچه چاره اندیشی در هنگام بلا فایدۀ زیادی ندارد؛ با این حال شخص دانا هیچوقت از سود دانش ناامید نمیشود و در بی اثر کردن حیلۀ دشمن درنگ نمیکند. اینک زمان پایداری مردان و روز اندیشه کردن خردمندان است. پس خودش را به مردن زد و مثل یک ماهی مرده بر روی آب شناور شد.
کلمات:
تدبیر: چاره اندیشی، اندیشیدن برای یافتن راه کار
بلا: گرفتاری
منافع: م منفعت
نومید: نا امید
دفع: دور کردن
مکاید: جِ مَکیدت، مکرها، حیله ها
تأخیر: واپس افکندن، عقب افکندن
صواب: درست (ثواب: پاداش)
ثبات: پایداری
مرده کرد: به مردن زدن
◆ ۶- صیّاد او را برداشت و چون صورت شد که مرده است، بینداخت. به حیلت خویشتن در جوی افکند و جان به سلامت برد.
معنی: ماهیگیر او را برداشت و چون به نظرش آمد که ماهی مرده است آن را دور انداخت. آن وقت ماهی دوم با نیرنگ خودش را به نهر انداخت و زنده ماند.
کلمات:
صورت شد: به نظر آمدن، تصوّر شدن
حیلت: نیرنگ، ترفند
آرایه ادبی:
جان به سلامت بردن: کنایه از زنده ماندن
◆ ۷- و آنکه غفلت بر احوال وی غالب و عجز در افعال وی ظاهر بود، حیران و سرگردان و مدهوش و پای کشان، چپ و راست می رفت و در فراز و نشیب میدوید تا گرفتار شد.
معنی: ماهی سوم که نادانی بر او چیره بود و ناتوانی در کارهایش نمایان بود سرگشته و سرگردان شد و با ناتوانی به این طرف و آن طرف می رفت تا اینکه صید شد.
کلمات:
غالب: چیره، غلبه یافته
عجز: ناتوانی
افعال: کارها
ظاهر: مشخص، نمایان
مدهوش: سرگردان
فراز: بالا
نشیب: پایین
آرایه ادبی:
پای کشان: کنایه از «با کندی و سستی»
«چپ و راست» و «فراز و نشیب»: تضاد
- hamyar
- hamyar.me/?p=571
بماند به یادگار22:27
1404/07/27
والا ماهم تجربی ایم کتابمون با شما یکیه
چی بگم
عاای و مفید و کامل مثل همیشه ممنون از سازنده
💚🥀
آفرین
چطور
عالی
ممنون خیلی عالی بود
درود برنامه ی کاربردیه ولی نه به طور کامل مثلاً خودمون در مورد مسائل بیندیشیم و درک خودمون رو بر صحفه بیاریم و اگر مشکلی در درک مسئله بود به اینجا اقدام کنید
پس وقتی میایی اینجا برنامه کاملیه
واقعا معنی ها کامله ممنون
لطفا نگارش رو هم باز کنید ممنون
عالی
ممنون از برنامه و سایت بسیار خوبتون
عالی
مثل همیشه
یس yes
عالی ممنون
خیلی ممنون عالی بود
عالییییییی
فوقالعادهبود دمتونگرم
عالی و قوی😂