گام به گام درس نهم جامعه شناسی دوازدهم گام به گام جامعه شناسی دوازدهم / جواب فعالیت های درس نهم جامعهشناسی دوازدهم انسانی
درس ۹ :: پیشینۀ علوم اجتماعی در جهان اسلام
تحقیق کنید صفحه ۹۶ جامعه شناسی دوازدهم
انتخاب سریع صفحه :
به یکی از دو روش زیر با سهم دانشمندان مسلمان در پایهگذاری علوم طبیعی جدید آشنا شوید؛
– دعوت از یک کارشناس تاریخ علم به کلاس
– مراجعه به یکی از کتابخانههای معتبر با نظارت و هدایت دبیر کلاس برای انجام یک تحقیق کتابخانهای
این فعالیت جواب نوشتاری ندارد
دلیل بیاورید صفحه ۹۷ جامعه شناسی دوازدهم
قرآن کریم سنتهای اجتماعی متعددی را به ما معرفی میکند و آنها را سنتهای الهی مینامد. همچنین، ما را به شناخت سایر سنتهای الهی که در قرآن معرفی نشدهاند دعوت میکند.
آیا آن دسته از سنتهای اجتماعی که ما آنها را از طریق تجربه و عقل میشناسیم نیز سنتهای الهیاند؟
جواب: بله ؛ خداوند با آنچه در انسان نهاده است، این امکان را برای انسان فراهم کرده است که جهان هستی را بشناسد و منظور از سنّت های اجتماعی در قرآن قوانین کلّی و فراگیر خداوند نسبت به انسان و جهان است که در طول تاریخ در جریان بوده و قابل تغییر دادن نیست.
جوابی دیگر:
قرآن، انسان ها را به شناخت سایر سنت های الهی که در قرآن معرفی نشده است، دعوت میکند . در نتیجه میتوان از طریق تجربه و عقل نیز به شناخت سنت های الهی رسید . اما شناخت هر سنت اجتماعی در یک جامعه را نمی توانیم شناخت سنت الهی محسوب کنیم زیرا یکی از ویژگی های سنت های الهی، عام و غیرقابل تغییر بودن است و باید از این ویژگی برخوردار باشد .
مقایسه کنید صفحه ۱۰۱ جامعه شناسی دوازدهم
فارابی و ابن خلدون دو اندیشمند اجتماعی جهان اسلاماند. با مقایسۀ اندیشه اجتماعی آنها، دو شباهت و دو تفاوت مهم اندیشۀ آنها را بیان کنید و درباره دوری و نزدیکی اندیشه اجتماعی آنها با یکدیگر گفت و گو کنید.
جواب:
شباهتهای اندیشه فارابی و ابن خلدون:
۱- هر دو متفکر مسلمان متأثر از آموزههای قرآنی بودند.
۲- علم اجتماعی نافع و متناسب با جامعه خود را پدید آوردند.
۳- به شناخت سنتهای الهی جامعه خود پرداختند.
جوابی دیگر:
دو شباهت :
۱- هر دو حکیم جامعه شناس، میگویند که فرد انسانی در تداوم زندگی خود به همکاری و تعاون دیگران نیاز دارد، زیرا او «انسان» به تنهایی توانایی آن را ندارد که به لوازم زندگی و بقای خود قیام نماید.
اما روش این دو دانشمند در توصیف این دلیل اجتماعی (تعاون) با همدیگر متفاوت است و مینماید که آن دو، دو روش ناهمگونی را در بحث و تدریس خود به کار گرفتهاند.
۲- ابن خلدون در آغاز مقدمه خود درباره «عمران بشری» عباراتی را میآورد که بی کم و زیاد و شبیه عبارات فارابی است.
دو تفاوت :
۱- مردم در نظر فارابی با همدیگر مینمایند که اولاً به نیازهای زندگی خود برسند و در مرحله دوم به کمال عقلانی خود که در فطرت طبیعی انسان نهفته است، دست یابند.
اما ابن خلدون، هرگز به چنین کمالی معتقد نیست. در نظر ابن خلدون، انسان ها با همدیگر همکاری و تعاون دارند که اولاً، به نیاز اجتماعی زندگی خود برسند. ثانیاً، از خود در برابر هجوم حیوانات و دیگر خطرات دفاع کنند (در جامعه بدوی و روستایی که به نظر ابن خلدون نخستین جامعه های عمران بشری میباشند).
۲- فارابی تبیین میدارد که مردم در جامعه آرمانی چگونه به کمال و سعادت عقلانی میرسند و در مقابل آن مردم جامعه های غیرفاضله چگونه سقوط میکنند و راه انحطاط در پیش میگیرند. او در تحلیل آراء و گرایش های جامعه های غیرفاضله به تحلیل روان شناسی اجتماعی آن جامعه ها میپردازد که به نوعی واقعیت را حکایت دارند. اما او در این تحلیل واقعی از روان شناسی اجتماعی جامعه های غیرفاضله به نوعی زبان به ملامت میگشاید و از عواقب وخیم آن ها در سقوط جامعه ها تحذیر میدهد.
درجایی که ابن خلدون در سرتاسر مقدمه خود از احوال و عادات مردم جامعه ها سخن میگوید، هرگز در مقام و مذمت آنان نمی باشد. بلکه توجیه چنین خصلت های اجتماعی، جامعه ها را برمبنای ویژگی های خاص آن جامعه ها میداند.
به طور خلاصه تفاوت منطق فارابی و ابن خلدون این است که اولی (فارابی) در«آنچه باید باشد» و دومی درباره «آنچه هست» بحث میکنند.
نمونه بیاورید صفحه ۱۰۲ و ۱۰۳ جامعه شناسی دوازدهم
در درسهای گذشته با انواع علوم اجتماعی تبیینی، تفسیری و انتقادی (تجویزی) آشنا شدید. برای کسب هر کدام از این علوم، نوع متفاوتی از عقل و عقلانیت به کار گرفته میشود. عقل معانی مختلف و کاربردهای متفاوتی دارد و برای هر کدام از این معانی و کاربردها، اصطلاحات ویژهای وجود دارد. گاهی عقل را در یک معنای عام به کار میبرند که هرگونه تلاش ذهنی و فکری را شامل میشود که هم عالمان در دانش علمی از آن استفاده میکنند و هم عموم مردم در دانش عمومی از آن بهره میبرند. در این معنا میتوان از انواع عقل سخن گفت از جمله موارد ذکر شده در جدول صفحه بعد:
– عقل ابزاری (تجربی): دانشمندان برای کسب دانش دربارهٔ پدیدههای طبیعی و مادی (محسوس) از این عقل استفاده میکنند و همواره به آزمونهای حسی و روشهای تجربی پایبندند. اصل انقباض و انبساط فلزات در علوم طبیعی و عوامل مهاجرت در جمعیتشناسی و… به کمک این عقل درک میشوند. جامعهشناسی تبیینی از عقل ابزاری برای پیشبینی و کنترل پدیدههای اجتماعی استفاده میکند.
نمونه۱: در سخن گفتن با دیگری، از زبان خود برای ترغیب او به انجام کاری که ما میپسندیم استفاده میکنیم.
نمونه۲: مانند عقلی که باعث ایجاد تکنولوژِ، و متوجه هدف های دنیوی قابل دسترسی است.
– عقل تفسیری: برای فهم و تفسیر پدیدههای معنادار مانند کنش انسانها، گفتار و متن بهکار میرود. برای مثال معنای برخاستن یک فرد در جمع با کمک این عقل فهمیده میشود. جامعهشناسی تفسیری برای فهم دیگران و ارتباط با آنان یا معنابخشی و انسجام بخشی به زندگی اجتماعی از این عقل مدد میگیرد.
نمونه۱: در سخن گفتن با دیگری، از زبان خود برای شناخت یکدیگر، تفاهم و تعامل استفاده میکنیم.
نمونه۲: مانند عقلی برای رسیدگی و فهمیدن حرکت ها و اعتراض های مردم، جنبش ها، انقلاب ها و مراسم خاص است.
– عقل انتقادی: عقلی است که برای ارزیابی و داوری دربارهٔ مناسبات و ارتباطات انسانی بهکار میرود؛ مثلا وضعیت ارزشهای عدالت و آزادی را در روابط انسانی ارزیابی میکند. جامعهشناسی تفسیری به توصیف ارزشها و هنجارهای اجتماعی بسنده میکند ولی جامعهشناسی انتقادی از عقل ابزاری و عقل تفسیری عبور میکند و به دنبال عقلانیت دیگری میگردد که ظرفیت و توان داوری ارزشی و انتقادی داشته باشد و این ظرفیت و توان را در عقل انتقادی جستوجو میکند. تلاش کنید برای استفاده از عقل ابزاری، عقل تفسیری و عقل انتقادی نمونههای دیگری ذکر کنید.
نمونه۱: در سخن گفتن با دیگری، از زبان خود برای اصلاح یک رابطه ظالمانه استفاده میکنیم.
نمونه۲: عقلی که درباره آشوب های علمی مانند فکر و خیال و گمان را کنترل میکند و یا عقلی که درباره حلال و حرام الهی، زشت، زیبا، حق و یا باطل بودن نظر میدهد.
مفاهیم اساسی صفحه ۱۰۴ جامعه شناسی دوازدهم
● سنتهای الهی
● جامعه آمانی قرآن
● شناخت حسی
● قسط و عدالت و برابری
● آموختن علوم نافع
● ابنخلدون و …
خلاصه کنید صفحه ۱۰۴ جامعه شناسی دوازدهم
● مدینۀ فاضله جامعهای است که بر محور علم سازمان یافته باشد.
● در اسلام، علم از مهمترین ارزشهاست و موجب ارزشمندی انسان و عبادات او میشود. از نگاه اسلام علوم مراتب مختلفی دارد که همه آنها ارزش برابری ندارد. قرآن و پیامبر، همهٔ انسانها را به یادگیری علوم تشویق میکنند. جامعه آمانی قرآن براساس قسط و عدالت و برابری استوار شده است.
● متفکران مسلمان به تبعیت ار قرآن در زمینهٔ علوم اجتماعی آثاری پدید آوردهاند.
● ابنخلدون علوم اجتماعی را علم عمران و آبادی میداند و به شناخت حسی قانع است و عصبیت را عامل شکلگیری جوامع میداند.
آنچه از این درس آموختیم صفحه ۱۰۴ جامعه شناسی دوازدهم
● علم از نظر اسلام و قرآن از مهمترین ارزشهاست و اسلام، مردم را به آموختن علوم نافع که نیاز جوامع را برطرف میکند تشویق مینماید. علوم اجتماعی از جمله علومی است که قرآن به آن پرداخته که در این زمینه قرآن به توصیف و تبیین و نقد و ارزیابی جوامعه پرداخته است.
● برخی متفکران به پیروی از قرآن کریم در زمینهٔ علوم اجتماعی تحقیقاتی کردهاند آثاری پدید آوردهاند از جمله فارابی که جوامع را به انواع مختلفی تقسیم کرده است. ابنخلدون نیز متفکر دیگری است که به شناخت حسی و تجربی جوامع پرداخته است. فارابی علوم اجتماعی را حکمت مدنی و ابنخلدون آن را علم عمران نامیدهاند.
- hamyar
- hamyar.me/?p=58660