جواب درس ۹ فارسی چهارم (درس آزاد) ؛ صفحه ۷۷، ۷۸

جواب درس ۹ فارسی چهارم (درس آزاد) ؛ صفحه ۷۷، ۷۸

گام به گام درس نهم فارسی چهارم ابتدایی

جواب درس ۹ فارسی چهارم (درس آزاد) ؛ صفحه ۷۷، ۷۸

گام به گام درس نهم فارسی چهارم ابتدایی

گام به گام فارسی چهارم / درس نهم: درس آزاد

 خاص مثل ایرانی

تا به حال شاید بیش از صدبار شنیده باشید که شخصی به دیگری می‌گوید:
قابل شما رو نداره ملا خودتون! و آن یکی هم قبول نمی کند و برای آن پولی پرداخت می‌‌کند و می‌‌داند که او تعارف کرده.

امّا می‌‌دانستید این تعارف کردن فقط در کشور ما رواج دارد؟ اگر در خارج از ایران به کسی این حرف را بزنید شاید بردار و برود و پولی هم به شما ندهد و…

خوب این تنها مورد عجیب نیست.

یک ایرانی موقعی که به موفقیتی می‌‌رسد آن را با همه تقسیم می‌‌کند و دوستان و آشنایانش را دعوت می‌‌کند و به اصطلاح به آنها سور می‌‌دهد و دور هم شاد و خوشحال می‌‌گویند و می‌‌خندند.

یا بارها دیده اید که وقتی کسی پشت به کسی می‌نشیند از او بابت این موضوع عذر خواهی می‌‌کند. ولی این کارها چه دلیلی دارد؟

این ها همه نشان از فرهنگ اصیل ما دارد …

و ما باید به این فرهنگ اصیل ببالیم …

درست و نادرست صفحه ۷۸ درس ۹ فارسی چهارم

١) بعد از اینکه اتفاق بدی می‌‌افتد، سور می‌‌دهیم.
❌ نادرست

٢) موقعی که پشت ما به کسی است از او عذر خواهی می‌‌کنیم.
✅ درست

٣) تعارف کردن یک عادت معمولی در کل جهان است ..
❌ نادرست

همین حالا همیار را نصب کنید و همیشه یک معلم همراه خود داشته باشید.
"نصب از مایکت و بازار "

درک مطلب صفحه ۷۸ درس آزاد فارسی چهارم

١) در جواب ببخشید پشتم به شماست باید چه گفت؟
پاسخ: معذرت میخواهم

٢) هدف از سور دادن چیست؟
پاسخ: شادی و خوشحالی را با دیگران تقسیم کردن

٣) تعارف کردن چه دلیلی دارد؟
پاسخ: یک ایرانی موقعی که به موفقیتی می‌‌رسد آن را با همه تقسیم می‌‌کند

مثل صفحه ۷۸ درس نهم فارسی چهارم

مثل: دعوا سر لحاف ملا بود

در یک شب زمستانی سرد، ملانصرالدین خوابیده بود که یکباره سر و صدا از کوچه بلند شد. زن ملا به او گفت: «برو بیرون ببین چه خبر است؟»
ملا گفت: «به ما چه!»
زنش گفت: «پس همسایگی به چه درد می‌‌خورد؟» ملا لحافش را به دورش پیچید و به کوچه رفت. گویا دزدی به خانه‌ی یکی از همسایه ها رفته بود ولی صاحب خانه متوجه شده بود و نتوانسته بود چیزی از آن خانه بردارد. وقتی کوچه خلوت شد چشمش به ملا و لحافش افتاد و پیش خودش فکر کرد که از هیچی بهتر است. به طرف ملا دوید و لحاف او را برداشت و به سرعت رفت. وقتی زن ملا او را دید گفت: «چه خبر بود؟» ملا جواب داد: «هیچی دعوا سر لحاف من بود.»
این ضرب المثل وقتی به کار می‌‌رود که فردی در دعوایی که به او مربوط نبوده ضرر دیده یا در یک دعوای ساختگی مالی را از دست داده است.

برای مشاهده سوالات و گام به گام کتاب‌های درسی خود، کافی است نام درس یا شماره صفحه مورد نظر را همراه با عبارت "همیار" در گوگل جستجو کنید.