جواب کارگاه متن پژوهی درس ۱ فارسی دهم

جواب کارگاه متن پژوهی درس ۱ فارسی دهم
در بخش زیر جواب کارگاه متن پژوهی درس اول فارسی دهم را آماده کرده ایم. این بخش ها شامل قلمرو زبانی ، قلمرو ادبی و  قلمرو فکری میباشد

جواب کارگاه متن پژوهی درس ۱ فارسی دهم

گام به گام فارسی دهم /
جواب کارگاه متن پژوهی صفحه 15 و 16 فارسی دهم

جواب قلمرو زبانی صفحه ۱۵ فارسی دهم

۱ معنای واژه  های مشخص شده را با معادل امروزی آنها مقایسه کنید.
در بُنِ این پردۀ نیلوفری ** کیست کند با چو منی همسری؟
همسری = معادل برابری
راست به مانند یکی زلزله *** داده تنش بر تن ساحل، یَله
راست = معادل «عیناً ، درست»

۲- بیت زیر را براساس ترتیب اجزای جمله در زبان فارسی، مرتّب کنید و نام اجزای آن را مشخّص نمایید.
گشت یکی چشمه ز سنگی جدا *** غُلغله زن، چهره نما، تیز پا
پاسخ: 🔹 یکی چشمه، (نهاد) 🔹غلغله زن (قید) 🔹و چهره‌ نما و تیز پا ز سنگی جدا (مسند) 🔹گشت. (فعل اسنادی)

جواب کارگاه متن پژوهی صفحه 15 و 16 فارسی دهم

جواب قلمرو ادبی صفحه ۱۵ فارسی دهم

۱- هر یک از بیت‌های زیر را از نظر آرایه‌های ادبی بررسی کنید.
چون بگشایم ز سر مو، شِکَن *** ماه ببیند رخ خود را به من
 مو استعاره از جوش و خروش آب / شکن استعاره از موج / نگاه کردن ماه به رخ خود: تشخیص و استعاره / رخ خود: اضافه استعاری / مو ، شکن: مراعات نظیر

گه به دهان، بر زده کف چون صدف *** گاه چو تیری که رود بر هدف
چشمه مثل صدف و تیر: تشبیه / دهان صدف و چشمه : تشخیص و استعاره / صدف، هدف: جناس ناهمسان

۲- با توجّه به شعر نیما، «چشمه نماد» چه کسانی است؟
پاسخ: نماد انسانهای متکبّر و خودخواه

۳ -آمیختن دو یا چند حس و یایک حس با پدیده های ذهنی(انتزاعی)، در کلام را «حس آمیزی» میگویند.
نمونه: «حرف هایم مثل یک تکّه چمن روشن بود.»
در این نمونه، سپهری «از روشن بودن حرف» سخن گفته است. «روشن بودن» امری دیدنی و »حرف»، شنیدنی است. شاعر در این مصراع، دو حسّ بینایی و شنوایی را با هم آمیخته است.
🔹 نمونهای از کاربرد این آرایه ادبی را در سروده نیما بیابید
پاسخ: لیک چنان خیره و خاموش ماند/ کز همه شیرین سخنی گوش ماند ⇐ شیرین سخنی : حس آمیزی


۴) هر واژه امکان دارد در معنای حقیقی و یا معنای غیر حقیقی به کار رود. به معنای حقیقی واژه، رود. به معنای حقیقی واژه، «حقیقت» و به معنای غیر حقیقی آن، «مجاز» می‌گویند. «حقیقت»، اوّلین و رایج‌ترین معنایی است که از یک واژه به ذهن می‌رسد. «مجاز»، به کار رفتن واژه‌ای است در معنی غیر حقیقی؛ به شرط آنکه میان معنای حقیقی و معنای غیر حقیقی واژه، ارتباط و پیوندی برقرار باشد؛ مثال:

پشت دیوار آنچه گویی، هوش دار *** تا نباشد در پسِ دیوار، گوش سعدی

همان طور که می دانید، «گوش» اندام شنوایی است و در این معنا، «حقیقت» است و نمی‌تواند در پسِ دیوار بیاید؛ شاعر در بیت اوّل، به مفهوم مجازی «گوش ،»یعنی؛ «انسانِ سخن چین» تأکید دارد. اکنون به بیت دوم توجّه نمایید.

ما را سرِ باغ و بوستان نیست *** هر جا که تویی تفرّج آن جاست سعدی
عالَم از شور و شر عشق خبر هیچ نداشت *** فتنه انگیز جهان نرگس جادوی تو بود حافظ

در بیت اوّل، واژۀ «سر» در مفهوم مجازی «قصد و اندیشه» به کار رفته است. «سر» محل و جایگاه «اندیشه» است.

همین حالا همیار را نصب کنید و همیشه یک معلم همراه خود داشته باشید.
"نصب از مایکت و بازار "

در بیت دوم، مقصود شاعر از واژۀ «نرگس»، معنایی غیر حقیقی، یعنی «چشم» است. آنچه که «گل نرگس» و «چشم» را به هم می‌پیوندد و اجازه می‌دهد تا یکی به جای دیگری به کار رود، «شباهت» میان آن دو است. به این نوع مجاز، در اصطلاح ادبی «استعاره» می‌گویند؛ در درس پنجم، با آن بیشتر آشنا خواهید شد.

در شعر این درس دو نمونه مَجاز بیابید و مفهوم هر یک را بنویسید.
پاسخ: آشکار و نهان ← مجاز از همه موجودات و هستی
دانا و نادان ← مجاز از همه انسان ها
کام ← مجاز از دهان و زبان
خاک ← مجاز از زمین
سر و دوش ← مجاز از تمام وجود چشمه
گوش ← مجاز از شنیدن

۴-در شعر این درس، دو نمونه «مَجاز» بیابید و مفهوم هر یک را بنویسید. (متن کامل در صفحه ۱۵و۱۶)
پاسخ: گفت در این معرکه یکتا منم / تاج سر گلبن و صحرا منم ⇐ تاج مجاز از زینت و زیبایی
لیک چنان خیره و خاموش ماند / کز همه شیرین سخنی ، گوش ماند ⇐ گوش مجاز از شنیدن و گوش دادن

جواب کارگاه متن پژوهی صفحه 15 و 16 فارسی دهم

جواب قلمرو فکری صفحه ۱۶ فارسی دهم

۱- پس از رسیدن به دریا، چه تغییری در نگرش و نحوهٔ تفّکر «چشمه» ایجاد شد؟
پاسخ: حیرت زده شد و به عظمت دریا و ناچیز بودن خودش پی برد.

۲- معنی و مفهوم بیت زیر را به نثر روان بنویسید.
نعره بر آورده، فلک کرده کر *** دیده سیه کرده، شده زَهره درپ
پاسخ: دریا فریاد می کشید، طوری که با فریادش گوش آسمان را کر کرده بود و از خشم، چشمانش سیاه شده بود و همه را از ترس زهره تَرَک می کرد( می ترساند.)

۳- سروده زیر از سعدی است، محتوای آن را با شعر نیما مقایسه کنید.

یکی قطره باران ز ابری چکید *** خجل شد چو پهنای دریا بدید
که جایی که دریاست من کیستم؟ *** گر او هست حقّا که من نیستم
چو خود را به چشم حقارت بدید *** صدف در کنارش به جان پرورید
بلندی از آن یافت کو پست شد *** در نیستی کوفت تا هست شد

پاسخ: سعدی در این قطعه ، داستان قطره آبی را نقل کرده که وقتی به دریا می افتد، احساس ناچیزی و کوچکی می کند و همین تواضع موجب می شود که صدفی او را در آغوشش بپرورد و آن را به مروارید ارزشمندی تبدیل کند. در شعر نیما چشمه به جای «قطره» باران است که از سنگی جدا شده و مسیرش را با تکبر و فخرفروشی طی می کند. ولی وقتی به دریا می رسد، شگفت زده شده، سکوت می کند و به صدای دریا گوش می دهد. در شعر سعدی نتیجه فروتنی، ارزشمندی قطره باران است ولی در شعر نیما تنها شگفت زدگی چشمه بیان شده است.

۴- دوست دارید جای کدام یک از شخصیت‌های شعر نیما (چشمه، دریا) باشید؟ برای انتخاب خود دلیل بیاورید.
پاسخ:  دریا – چون باشکوه با عظمت و بسیار با ارزش است.

برای مشاهده سوالات و گام به گام کتاب‌های درسی خود، کافی است نام درس یا شماره صفحه مورد نظر را همراه با عبارت "همیار" در گوگل جستجو کنید.