گام به گام درس ششم تاریخ یازدهم انسانی جواب تاریخ یازدهم انسانی / جواب فعالیت ها ، فکر کنیم ها و پرسشهای نمونه درس ششم تاریخ یازدهم انسانی
درس ۶ :: امویان بر مسند قدرت
فعالیت ۱ صفحه ۵۵ تاریخ یازدهم انسانی
انتخاب سریع صفحه :
بررسی نقشه تاریخی
با مقایسه نقشه صفحههای ۴۸ و ۵۶، سرزمینها و مناطقی را که در دوران بنی امیه فتح شد، فهرست کنید.
جواب: ماورالنهر، افغانستان، سیستان، شمال هند، ملیطه، قبرس، شمال آفریقا تا مراکش، اندلس و ….
فعالیت ۲ صفحه ۵۷ تاریخ یازدهم انسانی
بررسی شواهد و مدارک
متنهای زیر را بخوانید و بهصورت گروهی به پرسشهای مربوط به آن پاسخ مناسب دهید.
متن ۱: یکی از بزرگان کوفه هنگام بیعت با معاویه گفت: «سلام بر تو ای پادشاه!» معاویه به خشم آمد و گفت: «چرا مرا امیرالمؤمنین خطاب نکردی؟» پاسخ آن شخص چنین بود: «آن در صورتی بود که ما تو را امیر کرده باشیم، ولی تو خود به این کار اقدام کردهای». (یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ج ۲، ص ۱۴۴)
متن ۲: معاویه در نخستین خطابه خود در مدینه پس از رسیدن به خلافت، گفت: «… اما بعد، من، به خدا قسم، خلافت را به وسیله محبتی که از شما سراغ داشته باشم، یا به رضایت شما به دست نیاوردهام، بلکه با همین شمشیر با شما مبارزه کردهام …». (احمدبن محمدبن عبدربه، الِعقدالفرید، ج ۴، ص ۱۴۷)
متن ۳: عمَرو بن بحَر جاحظ، یکی از اندیشمندان و نویسندگان برجسته قرن سوم هجری، در ارزیابی خلافت معاویه، مینویسد: «آن گاه که معاویه به ملُک [پادشاهی] نشست، بر بقیه شورا و جماعت مسلمانان اعم از انصار و مهاجران غلبه کرد. [آن سال را] سال جماعت نامیدهاند، اما جماعت نبود و برعکس، سال تفرقه، زور، اجبار و غلبه بود». (رسائل جاحظ، ج ۲، ص ۱۰-۱۱)
۱- شواهد فوق چه دلالتی بر شیوه تأسیس خلافت اموی دارد؟
جواب: تمامی شواهد و مدارک مأخوذ از سه متن یاد شده، آشکارا دلالت بر این امر دارد که معاویه از طریق زور و اجبار (تغلب) خلافت را به دست گرفته است.
۲- نکته مشترک سه متن بالا چیست؟
جواب: نکتهی مشترک هر سه متن هم تصریح بر آن دارد که معاویه نه با اجماع و بیعت مسلمانان بلکه با استفادهی زور شمشیر و غلبهی نظامی، قدرت را به دست گرفت.
۳- شواهد دیگری را در تأیید یا رد ادعای شواهد فوق ارائه دهید.
جواب: ۱- معاویه در شام تجربه ملوک آل غسان را نه به دیده منفی بلکه به دیده مثبت مینگریست و علاقهمند بود تا دربار خود را به همان شکل بیاراید.
۲- او خود را اولین پادشاه خواند و برخی از صحابه رسول خدا (ص) نیز به عنوان طعن بر او، او را «ملک» خطاب میکردند
۳- انتخاب جانشین و ولیعهد برای خود از طریق موروثی کردن خلافت.
بحث و گفتوگو صفحه ۵۷ تاریخ یازدهم انسانی
درباره ارتباط مشروعیت و مقبولیت نداشتن حکومتها با توسل آنها به زور و خشونت گفتوگو نمایید.
جواب: مشروعیت اساسییترین و قدیمیترین مسأله حاکمیتها در طول تاریخ زندگی اجتماعی بشر بوده و هست. مهمترین مسأله در حوزه بحث مشروعیت سیاسی، الهی یا مردمی بودن مشروعیت است؛
ناهمسازهای حل ناشدنی که نیروی عظیمی از افکار و اندیشهها را صرف خویش کرده است. مقبولیت باعث میشود که در بین مردم کسی بر روی حرف شما حرفی نزند از این بابت که حرفها و رفتار شما درست است و مورد قبول دیگران.
اکنون باید فهمید اگر مقبولیت همراه با مشروعیت باشد هم مردم به افکار و نظرات دولتیان پایبند باشند و هم قوانینی که توسط این افراد مقبول انتخاب شده به صلاح مردم باشد و از یک قانون ثابت و سالم و درست گرفته شده باشد.
فعالیت ۳ صفحه ۵۸ تاریخ یازدهم انسانی
جستوجوی شواهد و مدارک
با رجوع به درس ۴، شواهدی ارائه کنید که دلالت بر مخالفت سنت پیامبر با قومیت گرایی دارد.
جواب:
۱- متن و مفاد پیماننامه عمومی مدینه
۲- پیمان برادری
۳- فتح مسالمتآمیز مکه
۴- تقسیم عادلانه غنائم جنگی
۵- رفتار و برخورد آن حضرت با بردگان سیاه پوست و افراد فقیر و بی پناه که از اصل و نسب و خانواده و خاندان متنفذ و ثروتمندی برخوردار نبودند
۶- ارج و قربی که آن حضرت برای یاران غیرعرب خود از جمله سلمان فارسی قائل شد.
فکر کنیم و پاسخ دهیم صفحه ۵۸ تاریخ یازدهم انسانی
به نظر شما گرفتن جزیه از نومسلمانان نشانه کدام ویژگی حکومت اموی بود؟
جواب:
۱- ظلم و ستم امویان به غیرعرب
۲- ترس حاکمان اموی از کاهش شدید منابع مالی امویان
۳- تبعیض بین مسلمانان
۴- عدم رعایت قوانین اسلامی
۵- تعصب عربی و قومپرستی.
این اقدام چه آثار سیاسی و اجتماعی میتوانست داشته باشد؟
جواب: از یک سو موجب میشد که روند پذیرش اسلام از سوی نارضایتی شدید و عمیق مردم و خرابی روز افزون مملکت میشد که میتوانست روند سقوط امویان را تسریع بخشد. از سوی دیگر این امر موجب نارضایتی شدید خراجدهندگان و جزیهپردازان شد و آنها به شهرها که از کنترل کمتری برخوردار بودند، میگریختند. در نتیجه این کار موجب از بین رفتن مزارع که منبع اصلی درآمد بود، میشد و دیگر آن که نومسلمان را وادار میکرد که در نهضتهای ضد اموی شرکت جویند.
فعالیت ۴ صفحه ۶۰ تاریخ یازدهم انسانی
استنباط و تحلیل تاریخی
– مطلب زیر را بخوانید و بهصورت گروهی به پرسشهای مربوط به آن پاسخ دهید.
۱- از آغاز تأسیس خلافت، کسانی که به عنوان خلیفه مسلمین، رهبری جامعه اسلامی را برعهده میگرفتند، هم زمان، به امور حکومتی و امور دینی رسیدگی میکردند. آنان علاوه بر قدرت سیاسی، دارای مرجعیت دینی نیز بودند و به عنوان نماینده رسمی آیین اسلام در جامعه به شمار میرفتند.
۲- یزید بن معاویه، خلیفهای بود که نه تنها به ظواهر اسلامی اعتنایی نداشت و آشکارا احکام دینی را زیر پا میگذاشت، بلکه نسبت به نبوّت پیامبر و حقانیّت دین اسلام خدشه وارد میکرد و آن را به برتریجویی خاندان بنی هاشم در مقابل بنی امیه نسبت میداد. این موضوع در زمان معاویه به صراحت بیان نمیشد، اما یزید میخواست انتقام شکست بنی امیه از بنی هاشم در دوران رسول خدا را از طریق بی پایه و اساس جلوه دادن صحت ادعای پیامبریِ حضرت محمد (ص) بگیرد.
۳- چنین روندی میتوانست به محو کامل اسلام منجر شود. چون وقتی کسی که در جایگاه مدافع رسمی یک مکتب قرار دارد، آن را باطل میشمارد، دیگر دلیل و حجتی برای پایبندی سایر مردم به آن مکتب باقی نمیماند.
۴- امام حسین (ع)، آخرین بازمانده پنج تن آل عبا (اهل بیت پیامبر) بود که در میان مردم جایگاه علمی، دینی و اخلاقی بسیار برجستهای داشت. از این رو، آن حضرت بهترین فردی بود که میتوانست اعلام کند یزید از صلاحیت و مشروعیّت برای به دست گرفتن زمام امور جامعه اسلامی برخوردار نیست و تصدّی او بر حکومت غاصبانه است. این عدم صلاحیت، هم جنبه حکومتی و هم مشروعیّت دینی یزید را دربر میگرفت. یزید گرچه با نیرنگ و زور بر مسلمانان حاکم شده بود، اما از جنبه دینی، هیچ مقبولیت، حقانیت و مشروعیتی نداشت.
۵- با قیام امام حسین (ع)، مشروعیت دینی از حکومت یزید سلب شد و او چنان در موضع ذلتّ و ضعف قرار گرفت که نتوانست اهداف خود را عملی سازد. از سوی دیگر، در دراز مدت، زمینه ای فراهم شد که نو مسلمانان و جستوجو گران حقیقت با ورود به دنیای اسلامی، در جستوجوی حافظان راستین دین و مدافعان حقیقی اسلام برآیند و معارف دینی را از آنان بیاموزند.
۶- بدین ترتیب، امام حسین (ع) در کوتاه مدت، با سلب مشروعیت از حکومت غاصبانه بنی امیه، در یک بزنگاه بسیار مهم تاریخی، روند تضعیف و نابودی اسلام را متوقف کرد و در دراز مدت، زمینهساز حرکت اصلاحی پیشوایان دینی پس از خود در جهت احیای اسلام ناب محمّدی و نشر معارف اسلامی در جهان بشریت شد.
۱- چرا گفته میشود که بقای اسلام، نتیجه قیام امام حسین (ع) است؟
جواب: واقعه کربلا محک و معیاری برای شناخت واقعی راه و هدف اسلام است و این معیار باعث میشود اسلام واقعی از غیر واقعی شناخته شود
جوابی دیگر: زیرا یزید بن معاویه، خلیفهای بود ظواهر اسلامی و احکام دینی را زیر پا میگذاشت و نسبت به نبوّت پیامبر و حقانیّت دین اسلام خدشه وارد میکرد. چنین روندی میتوانست به محو کامل اسلام منجر شود. امام حسین (ع)، بهترین فردی بود که میتوانست اعلام کند یزید از صلاحیت و مشروعیّت برای به دست گرفتن زمام امور جامعهی اسلامی برخوردار نیست و تصدّی او بر حکومت غاصبانه است. این عدم صلاحیت، هم جنبهی حکومتی و هم مشروعیّت دینی یزید را در بر میگرفت. با قیام امام حسین (ع)، مشروعیت دینی از حکومت یزید سلب شد و او چنان در موضع ذلّت و ضعف قرار گرفت که نتوانست اهداف خود را عملی سازد. امام حسین (ع) در کوتاه مدت با سلب مشروعیت از حکومت غاصبانهی بنی امیه در یک بزنگاه بسیار مهم تاریخی، روند تضعیف و نابودی اسلام را متوقف کرد.
۲- چرا امام حسن و امام حسین (ع) در زمان معاویه قیام نکردند؟
جواب: به دلیل اینکه میخواستند مردم شخصیت عوام فریب معاویه را بشناسند و از سوی دیگر به دلیل جنگ های پیاپی مردم از جنگ استقبال نمی کردند
جوابی دیگر: از اوّلین اقدامات امام حسن (علیه السلام) بعد از به حکومت رسیدن، تهیه سپاهی برای مقابله با لشکرکشی و خطر معاویه بود، اما با توجه به شرایط و اوضاع جامعه و بررسی همه جانبه مسائل جهان اسلام و با در نظر گرفتن توان و قدرت نظامی حکومتش در مقابل معاویه و این که ادامه جنگ با این شرایط به صلاح نبود، تن به صلح دادند و از ادامه درگیری پرهیز نمودند. مفاد این صلحنامه به خوبی استفاده میشود که امام حسن (علیه السلام) هرگز در صدد تثبیت خلافت معاویه نبوده، بلکه تنها به جهت مصالح اسلام و مسلمانان و با توجه به اقتضای زمان و شرایط جامعه اسلامی تن به چنین کاری داد. تاریخ گواهی میدهد که اوّلاً: امام حسن (علیه السلام) به دلیل نداشتن یاران و فرماندهان مخلص، توان پیروزی نظامی بر معاویه و اطرافیانش را نداشتند. ثانیاً: در چنین شرایطی نتیجه نبرد و جنگ با معاویه به نفع دنیای اسلام نبود. ثالثاً: درگیری امام حسن (علیه السلام) با معاویه و کشته شدن آن حضرت به دست معاویه، شکست مرکز خلافت مسلمانان بود.
۳- چرا امامان شیعه پس از امام حسین (ع) مانند ایشان علیه حکومتهای زمان خود قیام نکردند؟
جواب: زیرا اهمیت آگاهی بخشی را مهمتر میدانستند و معتقد بودند اگر درک و آگاهی مردم افزایش یابد میتوان بر ظالمان پیروز شد
جوابی دیگر: ۱- پشتیبانی مؤثر مردم از این قیامها وجود نداشت. ۲- ضرورت و نیاز مبرم جامعه اسلامی به فعالیتهای علمی و فرهنگی، تشخیص چنین ضرورت و نیاز اساسی ناشی از دو مسئله بود: الف) توسعه فتوحات از یکسو موجب افزایش سریع تعداد نومسلمانانی شده بود که کمترین آشنایی با محتوای واقعی اسلام نداشتند و از سوی دیگر زمینه آمیزش عقاید اسلامی را با سایر اندیشهها و فرهنگها از جمله افکار صوفیانه هندی و تفکرات فلسفی یونانی فراهم آورده بود. ب) بیکفایتی حکومتها در ساماندهی اوضاع فکری و فرهنگی جامعه، بلکه نقش مؤثر آنها در نابسامانیهای موجود، زمینه گسترش جعل حدیث، توسعه خرافات، اظهار نظرها و تفاسیر غلط در مباحث دینی را فراهم آورده و موجب مخدوش گردیدن چهره اصیل دین و سردرگمی مسلمانان شده بود. در چنین شرایطی ائمه تلاش برای گسترش فرهنگ ناب اسلامی را بر مبارزه مسلحانه ترجیح دادند.
کاوش خارج از کلاس صفحه ۶۰ تاریخ یازدهم انسانی
با رجوع به کتابخانه مدرسه یا محله خود، یکی از کتابهای نویسندگان معاصر درباره قیام کربلا را انتخاب و معرفی کنید.
⬇️برای دریافت فایل PDF این فعالیت اینجا کلیک کنید. ⬇️
استنباط و تحلیل تاریخی صفحه ۶۲ تاریخ یازدهم انسانی
مطالب جدول بالا را با دقت مطالعه کنید و بگویید:
الف) رهبری قیامهای عصر اموی را چه افراد یا چه گروهی در دست داشتند؟ چرا؟
جواب: رهبری قیامهای عصر اموی به طور کلی در دست گروههایی مانند «موالی» (مسلمانان غیرعرب) بود، در حالی که عربگرایی و تبعیض امویان دلیل اصلی این قیامها به شمار میرود. موالی در قیامهای مهمی مانند قیام مختار، زید بن علی، و شورش عبدالرحمان بناشعث نقش پررنگی داشتند.
سیاستهای عربگرایانه امویان و تبعیض آشکار علیه مسلمانان غیرعرب، بهویژه ایرانیان، که اغلب موالی نامیده میشدند، زمینه اصلی بروز این قیامها بود. این سیاستها باعث نارضایتی شدید و شورشهای گستردهای در مناطق مختلف شد
ب) قیامهای زمان بنی امیه بیشتر کدام محدوده جغرافیایی از قلمرو خلافت را در برگرفته بود؟
جواب: قیامهای زمان بنی امیه بیشتر در مناطق عراق، حجاز (مکه و مدینه) و ایران رخ میداد و این مناطق، بهویژه مناطق مرکزی خلافت اموی، صحنهی مبارزات مخالفان حکومت اموی بود.
پ) ایرانیان در قیامهای دوران خلافت امویان چه نقشی داشتند؟
جواب: حضوری چشمگیر در قیام ها و شورش های ضد اموی مانند قیام مختار، قیام زید فرزند امام سجاد و شورش عبدالرحمان بن اشعث داشتند.
کاوش خارج از کلاس صفحه ۶۳ تاریخ یازدهم انسانی
با استفاده از منابعی که دبیر معرفی میکند، مطالبی را در پاسخ به پرسشهای زیر، گردآوری و در کلاس ارائه نمایید: ابومسلم که بود؟ چرا و چگونه به جنبش عباسی پیوست؟ تأثیر و نقش او در موفقیت آن جنبش چه بود؟
جواب: بهزادان پور ونداد هرمزد ملقب به اَبومُسْلِمِ خُراسانی فرمانده نظامی ایرانی و رهبر جنبش سیاهجامگان بود. ابومسلم خراسانی احتمالاً در سال ۱۰۰ هجری قمری در مرو یا اصفهان متولد شد.
در منابع تاریخی مربوط به زندگی ابومسلم، فردی به نامهای موسی سَرّاج یا ابوموسی سراج یا عیسی بن موسی سراج دیده میشود که مقیم کوفه بود. او در کار زین و لگام اشتغال داشت و ابومسلم شاگرد یا کارگر او بوده است. این فرد از طرفداران یا داعیان بنیعباس بوده و ابومسلم از طریق او یا در سفر با او، با دیگر داعیان عباسی در عراق به خصوص کوفه آشنا گشت.
دوران جوانی ابومسلم خراسانی با دوران خلافت مروان بن محمد مقارن بود. در این دوران، ظلم، فساد و تفرقه زیادی در بین حکام اموی رواج یافته بود و بهطور خاص، مردم خراسان تحت فشار و ستم فراوانی قرار داشتند.
ابومسلم برای مدتی دعوت خود را به گونه مخفیانه انجام داد تا اینکه ابراهیم امام به او فرمان داد تا آن را علنی کند. ابومسلم در ۱۲۶ خورشیدی (۱۲۹ قمری) دعوت خود را در خانه سلیمان بن کثیر در روستای سفیدنج در نزدیکی مرو علنی کرد.
پیروان او جامههای سیاه به تن کردند، که یا به نشانه سوگواری برای خانواده پیامبر که کشته شده بودند، یا به نشانه برافراشتن بیرق پیامبر، که سیاه بود، بر ضد امویان، بود. در طول یک شب، ساکنین شصت روستا به او میپیوندند که همگی جامههای سیاه بر تن داشتند و چوبدستیهایشان را کافرکُش و خرهایشان را «مروان» مینامیدند.
ابومسلم برای شروع نهضت خود از پرچم سیاه به عنوان نماد نهضت استفاده کرد و به سپاهیان خود نیز دستور داد تا جامههای سیاه بر تن کنند و به همین دلیل، طرفداران وی با نام سیاهجامگان و قیام وی تحت عنوان جنبش سیاهجامگان شناخته شد. از آنجا که امویان دارای پرچمهای سبز بودند و لباسهای سبز میپوشیدند، انتخاب رنگ دیگری به جز سبز، به عنوان رنگ نماد این گروه مورد توجه ابومسلم قرار گرفت. علت انتخاب رنگ سیاه نیز این بود که ابومسلم خود و گروهش را در عزای زید بن علی و فرزندش یحیی بن زید میدانست.
شروع جنبش سیاهجامگان در حالی بود که در مرو، دو قبیله ازدی (یمانی) و مضری با یکدیگر در حال جنگ بودند؛ یمانیها به سر کردگی جدیع کرمانی و مضریها به سرکردگی نصر بن سیار، حاکم خراسان.
گروه مستقلی از خوارج نیز به رهبری شیبان بن سلمه در این منطقه دارای قدرت و نفوذ بود. ابومسلم از این فرصت برای گرد آوردن طرفداران خود استفاده میکرد و در عین حال، با ارسال نامههایی برای سران یمانیها و خوارج، هر دو را به دوستی و اتحاد با خود دعوت میکرد. وی تلاش میکرد مانع از اتحاد این قبیلهها با یکدیگر شود.
منبع: جنبش سیاهجامگان
پرسشهای نمونه صفحه ۶۵ تاریخ یازدهم انسانی
۱- عملکرد معاویه نسبت به تعهداتش در صلح با امام حسن (ع) را بیان کنید.
جواب: برخی از تعهدات معاویه
الف) از دشنام به امام علی و بازار شیعیان بپرهیزد.
ب) جانشینی برای خود تعیین نکند.
ج) بر اساس سنت نبوی عمل کند.
پس از هجرت امام به مدینه معاویه تمام تعهدات خود را زیر پا گذاشت به شیعیان را اذیت و آزار نمود.
۲- ترفندها و اقدامهای تبلیغاتی و سیاسی معاویه را برای دستیابی به قدرت و تأسیس خلافت اموی فهرست کنید.
جواب: معاویه برای رسیدن به اهداف قدرت طلبانهای که در سر داشت، خود را خونخواه عثمان، خلیفهی سوم معرفی میکرد در حالی که از کمک به عثمان در مقابل معترضان خودداری کرده بود. او، همچنین با وعدهی حکومت شهرها و مناطق مختلف و بذل و بخشش فراوان از بیتالمال، عدهای از سیاستمداران زیرک اما دنیاطلب مانند عَمروعاص و مُغَیرهبن شُعبه را به خدمت گرفت. با خُدعهی عمروعاص بود که معاویه از شکست حتمی در جنگ صفین نجات پیدا کرد.
۳- زمینههای سیاسی قیامها و جنبشهای عصر اموی را با ذکر مثال شرح دهید.
جواب: امیه و قریش را بر اقوام غیرعرب برتری بخشیدند. در زمان حکومت آنان، مسلمانان غیرعرب که موالی نامیده میشدند، موقعیت اجتماعی پایینتری نسبت به اعراب مسلمان داشتند و از برخی حقوق سیاسی، اجتماعی و اقتصادی خود محروم بودند. موالی اجازه نداشتند که منصبهای سیاسی، نظامی و قضایی، مانند حکومت شهرها و ولایات، فرماندهی سپاه و قضاوت را بر عهده گیرند. عربگرایی امویان و تحقیر و تبعیضهایی که نسبت به مسلمانان غیرعرب، به خصوص ایرانیان روا میداشتند، یکی از عواملی بود که زمینهی گرایش آنان را به مخالفان خلافت بنیامیه به خصوص اهل بیت پیامبر فراهم آورد. به همین دلیل، موالی حضوری چشمگیر در قیامها و شورشهای ضداموی مانند قیام مختار، قیام زید فرزند امام سجاد و شورش عبدالرحمان بن اشعث داشتند.
۴- دو مورد از دلایل موفقیت جنبش عباسیان را توضیح دهید.
جواب: تبلیغات آنها بسیار زیرکانه بود. آنها ابتدا مشکلات و معایب حکومت بین امیه را میگفتند و پس از آن بدون اسم بردن از کسی مردم را به حکومت آل محمد دعوت میکردند.
۵- منابع و تحقیقاتی را که در این درس به آنها استناد شده است، استخراج و فهرست کنید.
جواب:
۱- کتاب سیره نبویه از ابن هشام
۲- انساب الاشراف از بلاذری
۳- تاریخ یعقوبی
۴- الِعقدالفرید از احمدبن محمدبن عبدربه
۵- رسائل جاحظ
۶- الامامه و السیاسه از ابن قُتیبه.
- hamyar
- hamyar.me/?p=57461